طفلان مسلم

آیا این مطلب صحّت دارد که امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه می‎کرد؟
‎ منظور از «خون گریه کردن» این است که عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نکردیم. اگر چه یکی از القاب آن حضرت «بکّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین می‎تواند توجیه‎گر این اصطلاح باشد.
در زیارت ناحیه‎ ی مقدسه ‎ی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیک به این معنا دیده می‎شود که حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گریه می‎کنم که اگر اشکم تمام شد، به جای اشک از چشمانم خون جاری شود.»

امام سجاد(ع) ـ فرزند امام حسین(ع) ـ یکی از حاضران و ناظران صحنه‎ی خونین کربلا در سال 61 هجری بودند. از نزدیک شهادت پدر بزرگوارش، عموی عزیزش حضرت عباس و برادرانش علی‎اکبر و علی‎اصغر(ع) و شهادت تمام یاران امام و برخی از صحابه‌ی رسول خدا و بنی‎هاشم را در کربلا مشاهده نمود و عمق فاجعه‎ی دردناک این حادثه و هتک حرمت اهل‎البیت‎(ع) و اسارت آن‎ها را به خوبی درک کرد، و هر انسانی به جای او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهی می‎کرد. امام سجاد(ع) ندای «هل من ناصر ینصرنی» پدرش را می‎شنید و با آن‎که از شدّت بیماری، در بستر افتاده بود، می‎خواست به سوی میدان برود که امام حسین(ع) به خواهرش ام‎ّکلثوم فرمود: «او را نگاه دار، که از نسل پیامبر در زمین باقی بماند.»[1]

امام زین العابدین(ع) به همراه عمّه‎های خود و خواهران و سایر اسیران بنی‎هاشم و غیر آن‎ها، به اسارت برده شد و فشارهای روحی و روانی سختی را متحمّل گردید و در عین حال برای ابلاغ پیام سیدالشهدا(ع) خطبه‎ها ایراد فرمود و در این کار، با موفقیت کامل و پیروزمندانه بر دشمنان و بنی‎امیه فائق آمد و همراه عمه‎اش زینب، انقلاب دیگری در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامی به پا کردند.

امام(ع) با به یاد آوردن حادثه‎ی عاشورا و خاطرات پدر و یاران و برادرانش گریه می‎کرد و اساساً، چنان که اخبار صحیح گزارش می‎دهند، آسمانها [2]و زمین[3] و حیوانات وحشی و جمادات و نباتات و مجردات، اعم از جنیان [4]و پریان[5] (ملائکه)، در عزای سالار شهیدان(ع) گریستند و مدت‎ها ماتم آن‎ها ادامه داشت. این اخبار از طریق علمای عامه نیز نقل شده است و از لحاظ تکوینی صحیح می‎باشد و هیچ خدشه‎ای بر آن‎ها وارد نیست؛ چرا که بر اساس احادیث فراوانی، امام حجّت خدا است و تمام موجودات، در تکوین وجودشان به وجود او وابسته است و در حقیقت برقراری آسمان‎ها و زمین و حیات موجودات و استمرار آن، از وجود امام و حجت الهی سرچشمه می‎گیرد و سلسله حیات در هستی، متعلق و مشروط به وجود آن‎ها است.[6] پس در این اندیشه اصیل، جای هیچ تردید نیست که مخلوقات هستی در فقدان حجت الهی یک صدا ناله سر دهند. چه رسد به این که حجت خدا به دست جمعی ظالم و سفّاک با آن وضع فجیع و درد آور به شهادت رسد و فرزندانش و اهل حرمش اسیر و غارت‎زده شوند؛ اما فقدان ولایت اگر برای انسان قابل تحمل باشد ـ که برای انسان واقعی نیست ـ برای موجودات دیگر تحمل‎ناپذیر است و آن‎ها بر اساس آن ودیعه الهی بهترین اظهار تأسف را برای این مصیبت ابراز و اظهار می‎کنند که خون گریستن یکی از مصادیق آن است.

در زیارت ناحیه‎ی مقدسه می‎خوانیم: «برای گریه در عزای تو اگر اشک تمام شود خون گریه می‎کنم»؛ [7]
لئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرک المقدور لابکینّک صباحاً و مساءً فلا ندبنّک صباحاً و مساءً و لابکینّ علیک بدل الدموع دما.ً[8]
بنابراین، (خون گریستن) ممکن است کنایه از شدّت حزن و اندوه و عظمت مصیبت باشد که به امام سجاد(ع) نسبت می‎دهند، همان‎گونه که در این زیارت ـ که به امام زمان(ع) منتسب است ـ حضرت چنین فرموده است.
طبق نقل منابع معتبر امام زین‎العابدین بسیار می‎گریست: «و لقد کان بکی علی ابیه الحسین عشرین سنة…»؛[9] یعنی برای پدرش حسین(ع) بیست سال گریه کرد. یک روز غلامش عرض کرد: ای پسر رسول خدا، حزن و اندوه شما کی تمام می‎شود؟ امام فرمود: وای بر تو! یعقوب نبی با این‎که دوازده پسر داشت، در فراق یوسف به قدری گریست که چشمانش نابینا شد، و اینک من که شاهد شهادت پدرم و عمویم و هفده نفر از اهل بیتم بودم، چگونه حزن من تمام شدنی است؟[10]
امام سجّاد(ع) با این حالت گریه‎ها و عزاداری خویش، از ارزش‎ها دفاع می‎کرد و میراث عاشورا را زنده نگاه می‎داشت و درس توحید، اخلاق و آداب اجتماعی می‎داد و می‎فرمود: «قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشاناً»؛ پس گریه‎های امام زین العابدین(ع)، خون دل بود که جاری می‎شد.

آیا در دوره ‎ی معصومین(ع) عزاداری امام حسین(ع) در ایام محرم برگزار می‎شده و اگر چنین است، به چه صورت بوده است؟
اقامه ‎ی عزا و گریه بر عزیزان از دست رفته، از جانب معصومین(ع) رایج بوده است؛ چنان‎که حضرت فاطمه زهرا (س) به خاطر گریه شبانه روزی برای پدر بزرگوارش، مورد اعتراض قرار گرفت و به ناچار بیت الاحزان را به وجود آورده، دست حسن و حسین(ع) را می‎گرفت، و برای عزاداری و گریه به آن‎جا می‎رفت. ائمه‎ی اطهار(ع) نیز برای امام حسین(ع) سوگواری می‎کردند.
اما درباره‎ی چگونگی عزاداری آن‎ها و این‎که آیا این عزاداری در ایام محرم بوده است یا خیر، لازم است در سیره‎ی ائمه معصومین(ع) و چگونگی سوگواری آن‎ها تحقیق و بررسی لازم انجام شود. در این زمینه، سیره‎ی امام سجاد(ع) و امامان پس از او را به اجمال بررسی خواهیم کرد:

1. عزاداری امام سجاد(ع): از آن‎جایی که حضرت امام زین‎العابدین(ع) هنگام شهادت پدر بزرگوارش، در کربلا حضور داشت و از عمق فاجعه آگاه و چگونگی شهادت آن عزیزان را مشاهده کرده بود؛ بنابراین، بر اساس روایات معتبر، آن حضرت تمام عمر باقی مانده‎ی خویش را عزادار بود و بر شهدای کربلا گریه می‎‎کرد، چنان‎که اگرغذایی را خدمت حضرت سجاد(ع) قرار می‎دادند، اشک از چشمان مبارک‎شان جاری می‎شد، تا جایی که گاه غلامی از او می‎پرسد: آیا حزن و اندوه شما تمام نمی‎شود؟ حضرت می‎فرماید: وای بر تو! همانا یعقوب(ع) دوازده فرزند داشت، یکی از آن‎ها ناپدید شد و یعقوب از شدّت اندوه چشمانش سفید (ونابینا) گردید، در حالی که فرزندش یوسف زنده بود! ولی من پدر و برادر و عمو و هفده نفر از اهل بیتم و تعدادی از یاران پدرم را دیدم که ذبح شده و به خون آغشته بودند؛ پس چگونه حزن و اندوهم تمام شود؟[11]
در «المجالس‎السنیّة» آمده است که امام صادق(ع) درباره‎ی جدش ـ امام سجاد(ع) ـ ‎فرمود: او چهل سال بر پدرش گریه کرد، در حالی‎که روزها روزه می‎گرفت و شب‎ها شب‎زنده‎داری می‎کرد و هنگامی که زمان افطار فرا می‎رسید و یکی از غلامانش برای او غذا می‎آورد و عرض می‎کرد: ای مولای من! میل کنید؛ حضرت می‎فرمود: فرزند رسول خدا گرسنه شهید شد، فرزند رسول خدا تشنه شهید شد، و همین‎طور این کلام را تکرار و گریه می‎کرد تا این که غذا و آب با اشک چشمش مخلوط می‎شد و این وضعیت همچنان ادامه داشت تا این‎که خدای خویش را ملاقات کرد و به دیدار حق شتافت.[12]

2. عزاداری امام باقر(ع): در کتاب «نهضة الحسین» (ص 152 ) آمده است: با آمدن ماه محرم، حزن و اندوه در اهل‎بیت نبوی(ع) ظاهر می‎گشت و آنان از شعرا می‎خواستند تا برای جدشان ـ امام حسین(ع) ـ مرثیه‎سرایی کنند.[13] همچنین در کامل‎الزیارات ابن ‎قولویه آمده است که امام باقر(ع) در روز عاشورا به سوگواری برای امام حسین(ع) امر فرموده، و در خانه‎ی خویش مجلس عزا اقامه می‎کرد و…[14]

3. عزاداری امام صادق(ع): درباره‎ی عزاداری امام صادق‎(ع) نیز روایات زیادی وارد شده است که از شاعران درخواست می‎نمود برای جدّش مرثیه‎سرایی کنند و آنان را بر این امر مقدّس تشویق می‎کرد و اهل‎بیت او از پس پرده به مرثیه‎سرایی شاعران گوش می‎دادند و گریه و ناله می‎کردند.[15]

4.عزاداری امام موسی کاظم(ع): در این باره، امام رضا(ع) می‎فرماید: هنگامی که محرم فرا می‎رسید، پدرم هرگز با حالت خنده و تبسم دیده نمی‎شد و ده روز اول محرم به همین شکل بود تا این که روز دهم و روز عاشورا فرا می‎رسید و این روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می‎فرمود: عاشورا روزی است که جدّم حسین(ع) را شهید کردند.[16]

5. عزاداری امام رضا(ع): دعبل خزاعی می‎گوید: در ایام دهه‎ی محرم به محضر آقا و مولای خود، علی بن موسی(ع)، در مرو شرفیاب شدم و آن حضرت را در حالی که اصحابش دور او نشسته بودند، محزون یافتم. وقتی حضرت مرا دید فرمود: مرحبا بر تو دعبل! مرحبا بر کسی که با دست و زبانش ما را یاری می‎کند؛ سپس حضرت مرا در کنار خودش جای داد و فرمود: ای دعبل! دوست داری شعر بخوانی؛ زیرا این روزها ایام غم و اندوه بر ما اهل بیت و روز شادی دشمنان ما، به ویژه بنی‎امیه، است؛ سپس برخاست و پرده‎ای بین ما و اهل‎بیتش زد و آنان را پشت پرده نشاند تا بر مصیبت جدّش حسین(ع) گریه کنند؛ آن‎گاه رو به من کرد و فرمود: ای دعبل! مرثیه بخوان! تو یاور ما و مرثیه‎سرای ما هستی، تا زمانی که زنده‎ای.[17] در این هنگام دعبل مرثیه‎سرایی را آغاز کرد.[18]

6. عزاداری در زمان چهار امام دیگر: در آن زمان‎ها، عزاداری گاه سیر صعودی و گاه نزولی داشته است؛ مثلاً در زمان امام جواد(ع)، تا حدی امکان عزاداری برای شیعیان فراهم بود و این حالت تا زمان معتصم ادامه داشت؛ اما پس از آن، سیر نزولی یافت و شیعه برای عزاداری و احیای شعائر حسینی در فشار بود.[19] در این دوران نیز عزاداری در ایام محرم نسبت به ماه‎ها و ایام دیگر بیشتر بود.
با توجه به بررسی سیره امامان معصوم(ع)، عزاداری سید‎الشهدا در طول سال در مناسبت‎های ویژه برپا بود، ولی در ایام محرم، مجالس سوگواری هر روز بر پا می‎شد و برخی از آن‎ها، مانند امام سجاد(ع)، در ایام محرم سیاه‎پوش نیز بودند.[20]

آیا سبک عزاداری موجود، از دوره‎ی صفویه وارد فرهنگ شیعه شده است؟
سوگواری و مرثیه‎سرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین‎(ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامه‎ی این امر مقدّس توصیه می‎فرمودند؛ اما این که آیا عزاداری مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده یا پس از آن‎ها رایج شده است، به نظر می‎رسد که بعضی از شیوه‎های عزاداری، به ویژه تعزیه خوانی‎‎ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنان‎که پترچلکووسکی در این زمینه می‎گوید: «مراسم محرّم، حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب کرد. یاد کرد شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور، که اکثراً توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن می‎گویند که ملبّس به جامه‎های رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پیاده‎روی می‎کردند، یا سوار بر اسب‎ها و شترها، آفریننده‎ی وقایعی بودند که به واقعه‎ی حزن‎انگیز کربلا ختم می‎شد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامه‎های همگون و مسلح به تیر و کمان و شمشیر و سلاح‎های دیگر، به طور آهسته بازی می‎شد. سراسر نمایش با سوگ‎نوا همراهی می‎شد و تماشاگران که در امتداد گذرگاه‎ها صف می‎کشیدند، بر سینه می‎زدند و در حالی که دسته عزا از کنارشان رد می‎شد، فریاد می‎زدند: حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین.»[21]

هر چند برخی، تاریخ شروع عزاداری به این سبک را به دوره‎ی حکومت آل‎بویه نسبت داده‎اند، ولی روضه‎خوانی یا قرائت کتاب «روضة الشهداء» و کتاب‎های مشابه بر روی منبر، از دوره‎ی صفویه شروع شد.[22] در همان زمان که مراسم محرم در دوره‎ی صفویه رشد و توسعه می‎یافت، و شکل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد که نقل نمایشی زندگی و اعمال، رنج و مرگ شهیدان شیعه بود. موضوع این نمایش در اساس ـ هر چند هم اندک ـ، همیشه در ارتباط با واقعه‎ی کربلا بود، این داستان‎ها از کتابی فارسی به نام «روضة الشهداء»[23]یا بهشت شهیدان، گرفته می‎شد و از اوایل سده‎ی شانزدهم در میان شیعیان به گونه‎ای گسترده، انتشار یافت. درباره‎ی مراسم تعزیه‎خوانی و عزاداری در دوره‎ی صفویه، ژان کالمارنین می‎نویسد: «تجدید خاطره‎ی فاجعه کربلا به صورتی که در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنباله‎ی سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند زیارت بُقاع شهیدان کربلا، سینه زنی و روضه‎خوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، که به وسیله‎ی مسلمانانی که گرایش‎های عقیدتی گوناگون دارند اجرا می‎شده است،… موضوع گرفتن انتقام خون امام حسین(ع) که از دیر باز بخش اعظم تجدید خاطره‎ی فاجعه‎ی کربلا حکم‎فرما بوده و شاه اسماعیل ـ بنیان‎گذار سلسله‎ی پادشاهی صفوی ـ از آن برای تبلیغ و پیشبرد کارهای خود استفاده کرد.»[24]

ژان کالمار، قسمت بیشتری از تحولات عزاداری را به سنت‎های دیرینه‎ی ایران مربوط می‎داند و چنین می‎گوید: «به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبه‎ی ایمانی و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنت‎هایی به وجود آمده است که ریشه‎های ژرف نزد ایرانیان دارد و حتّی صورت منقّح‎تر نمایشی مصائب روحانی را موجب گردیده است.[25] مطلبی که قابل توجه است این که چون قبل از صفویه عزاداری به این سبک رایج نبوده و با جلوس شاه اسماعیل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تألیف کتاب «روضة الشهداء» در تبریز به پایان رسید ـ که مجموعه‎ی روایات رثایی و حماسی و دینی ترکی و فارسی را درباره‎ی فاجعه‎ی کربلا و یادآوری آن و انتقام گیری، به زبان فارسی درآورد؛ پس در این جا هم، مانند برخی جاهای دیگر، خود را در برابر موقعیتی تناقض آمیز می‎بینیم که در آن ایران شیعی، مصیبت نامه‎ی کربلا را به صوفی‎ای از سلسله‎ی «نقش‎بندی» مدیون است که مسلماً به تقیّه متصفش کرده‎اند و احتمالاً مردی از اهل تسنن بوده که در محافل صوفی‎گری و فتوت، هر چه بیشتر، اهل‎بیت و شهیدان کربلا را محترم می‎شمرده است.[26]
از این جا روشن می‎شود که با توجه به خلأ فرهنگی دوران صفویّه، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای کربلا؛ برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب می‎شد. حتی می‎توان گفت که احتمالا‎ً اگر محرکی مانند هفت بند محتشم کاشانی ـ که در گسترش بعدی ذکر مصائب تأثیر به سزایی داشته نمی‎بود، تعزیه‎خوانی به جای مهمی نمی‎رسید.

در دهه‎های آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداری ماه محرم، بیشتر در مراکز شهری شیعی هستیم، در کنار عزایی عمومی که می‎رود تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر نیز به طول انجامد، به موازات این امر روضه‎خوانی گسترش می‎یابد و از قرن یازدهم موجب افزایش خیرات برای جمع بسیاری که به این مجالس روی می‎آورند، موجب افزایش خیر است می‎گردد؛ علاوه بر این، با این که هیچ اطلاعی متکی بر ارقام در دست نیست؛ پس از آن که در نیمه‎ی دوم قرن یازدهم تدارک چشم‎گیری برای برگزاری عزای حسینی و تعزیه‎های سیّار آغاز می‎شود، حمایت رسمی از این مراسم باید کسب اهمیتی کرده باشد.[27]
با روی کار آمدن دولت صفویّه و در آوردن مملکت به صورت کشوری شیعه و مقتدر تأثیری فراوان بر آینده‎ی آیین سوگواری محرم گذارد، به گونه‎ای که تظاهرات شکوه‎مند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعه‎ی مذهب تشیّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی کرد. در این زمان کتاب «روضة الشهداء» به رشته‎ی تحریر درآمد و قوه‎ی محرکه‎ای شد برای پیدایش مراسم محرم که از بطن آن، سبک تازه‎ای از فعالیّت به نام روضه‎خوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبک به منزله‎ی رشته‎ای که به وسیله‎ی آن، اشعار غنائی و متون و نمایش‎های تعزیه به هم بافته شدند.»[28]

از آن‌چه گذشت چنین برمی‎آید که عزاداری به سبک موجود، از صدر اسلام نبوده، بلکه بیشتر از دوران صفویه به وجود آمده است، هر چند عده‎ای بر این باورند که منشأ آن از زمان آل‎بویه می‎باشد؛ رواج سبک عزاداری صفویه می‎تواند به این دلیل باشد که اولا:ً دولت روی کار آمده، شیعی بوده، تمام امکانات را در دست داشته است و ثانیاً: بیشتر مردم شیعه بودند و ترویج نهضت حسینی و بیان مظلومیت‎های آن حضرت و اهل بیت و یارانش را می‎خواستند، بنابراین، دو عامل یاد شده در شکل گرفتن سبک موجود، نقش اساسی داشتند.
از سوی دیگر، عزاداری به این سبک، تازه و نو بوده است و کارشناسان فرهیخته و زبردست و آگاه، بر عمل‎کرد آن‎ها نظارت نداشتند؛ از این رو در ضمن کارهای صورت گرفته، مواردی نیز افزوده شد و مورد حمایت دولت صفوی قرار گرفت.

فلسفه‎ ی عزاداری سیدالشهدا(ع) چیست؟
‎ حادثه‎ی عاشورا، حادثه‌ای است که بزرگ‎ترین‌ نقش را در تاریخ اسلام ایفا کرد و به یقین، مسیر تاریخ اسلام را ـ که منحرف شده بود ـ عوض کرد و آن را از انحراف نجات داد، معنای سخن رسول خدا(ص) درباره‎ی امام حسین(ع) را که فرمودند:
حسین منی و انا من حسین.
روشن گردانید و درس حرکت، نهضت، مقاومت و استقامت به انسان‌ها آموخت.
این حادثه هم از نظر کیفیّت وقوع و هم از جهت عظمت مصیبت و هم از نظر ماندگاری و آثار اجتماعی آن، با هیچ جریان دیگری قابل قیاس نیست؛ و اما در مورد علت عزاداری و گریه بر آن حضرت، باید گفت که به شهادت تاریخ و روایات، حضرت یعقوب سال‎های طولانی در فراق یوسف با این که می‌دانست زنده است، اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد و یوسف را از یاد نمی‌برد. حضرت سیدالساجدین(ع) نیز تا در حیات بود (حدود چهل سال) صحنه کربلا را با گریه جلوی چشمش مجسّم می‌داشت و می‌فرمود:
قتل اباعبدالله عطشاناً بجنب الفرات و هو یذبح کما یذبح الکبش.
حضرت اباعبدالله با تشنگی شهید شد، در حالی که کنار رود فرات بود و سر مبارک او را همانند گوسفند بریدند.» و همین‌طور تشکیل مجالس عزاداری از سوی حضرات معصومین(ع) دیگر، همانند امام باقر، امام صادق، امام‎رضا(ع) و خصوصاً گریه‌های طولانی حضرت ولی‌عصر(ع) برای جد بزرگوارش به طوری که در گریه و عزاداری نسبت به اباعبدالله می‌فرماید: «ای جد بزرگوار من! در تمام حالات برای تو گریه می‌کنم و اگر اشک چشمم تمام شود، سزاوار است که در مصیبت تو خون بگریم.»[29] و از آن‎جا که به حکم قرآن:
و لقد کان لکم فی رسول‎الله اسوة حسنة.[30]
ما باید در تمام امور از حضرت رسول(ص) و جانشینان ایشان، درس و الگو بگیریم؛ به درستی گریه و عزاداری بر سالار شهیدان و توسل به ائمه ‎ی اطهار(ع) پالایش دهنده‎ی روح و تزکیه کننده‎ی نفس است، چنان‎که روایات گوناگونی بر فضیلت گریه و عزاداری برای امام حسین و سایر ائمه‎ی معصومین(ع) وارد شده است؛ از جمله روایتی از امام صادق(ع) که می‎فرماید:
من انشد فی الحسین بیت شعر فبکی و ابکی عشرة فله و لهم الجنة.[31]
یعنی هر کس که درباره‎ی امام حسین(ع) یک بیت شعر سروده و گریه نماید و ده نفر را به گریه در آورد، اجر و پاداش آن‎ها بهشت است. و روایتی که یونس بن‌یعقوب از امام صادق(ع) نقل می‌کند که حضرت(ع) فرمودند:
قال لی ابو‌‌جعفر اوقف لی مالی کذا و کذا لنوادب تندبنی عشر سنین ایام منی.[32]
پدرم امام باقر(ع) به من وصیت کرد قسمتی از مال او را وقف کنم و در اختیار نوحه‌گران قرار دهم تا آنان مدت ده سال در روزهای منی برای حضرت نوحه و ندبه برپا کنند. اضافه بر آن‎چه گذشت، با عنایت به عظمت و شکوه این حادثه‎ی تاریخی، مسأله‎ی عزاداری و زنده ‌نگه داشتن یاد و خاطره آن حضرت می‌تواند علل و عوامل مختلفی داشته باشد، که به برخی از آن‎ها اشاره می‌شود.

1. از آن جا که قیام عاشورا پیام‌ها و درس‌های متعددی به همراه داشت، زنده نگاه داشتن یاد و خاطره آن، بر جای ماندن درس‌ها و پیام‌های آن را به دنبال دارد؛ پیام‎هایی چون:
احیای امر به معروف و نهی از منکر، عزّت، مبارزه با طاغوت، فداکاری در راه دین، نترسیدن از کمی نفرات، آمیختن کار فرهنگی با ایثار، پیروزی خون بر شمشیر، نهراسیدن از محاصره‎ی نظامی و اقتصادی، عمل به وظیفه و تکلیف، حمایت از ولّی و در نهایت راضی بودن به رضای خدا؛

2. عزاداری و زنده نگاه داشتن یاد و خاطره‎ی عاشورا، الهام بخش روح انقلابی، شهادت‌طلبی، حقیقت‌جوئی، مبارزه با طاغوت و ظلم و ستم و ستیز می‌شود؛ چنان که ما در زمان خویش شاهد نمونه‎هایی از این الهام‌گیری بوده‎ایم؛ زیرا اولین زمزمه‌ها و حرکت‎های ضد استبدادی و استعماری انقلاب اسلامی ایران با ایام محرم و عزاداری سالار شهیدان(ع) مصادف بود و ریشه در درون هیئت‌های مذهبی و عزاداری داشت؛

3. از رهگذر برگزاری مجالس دینی در سطحی وسیع و حضور توده‌های مختلف مردم در مساجد و تکایا، فرصت خوبی برای آشنایی بیشتر با معارف اسلامی و احکام الهی به دست می‎آید؛

4. برپایی مجالس عزاداری عاشورا و تجلیل از مقام شهدا و افشای هویت بی‎دینی دشمنان، سیدالشهدا(ع) خود نوعی اعلام وفاداری نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم می‌باشد و نیز باعث احیای فلسفه قیام عاشورا، بازسازی حیات حسینی و به طور کلی پایداری و استمرار اصول و ارزش‌

--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشتها
[1]. بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج 45، ص 46. الدمعة الساکبة، ج 4، ص 334.
[2]. بحارالانوار، ج 45، ص 206، 207.
[3]. همان، ج 45، ص 218.
[4]. همان، ج 45، ص 233.
[5]. همان، ج 45، ص 220، 229.
[6]. در جلد 45 بحارالانوار روایات زیادی درباره خون گریستن آسمان و زمین وارد شده است ر.ک: ص 211، حدیث 25 و 26 . 19 و حدیث 40 و 41، ص 217.
[7]. متن کامل زیارت ناحیه‎ی مقدسه در بحارالانوار، ج 45، ص 65 الی 72 آمده است که نام شهیدان را یکایک می‎شمارد و سلام می‎دهد. شایان ذکر است که مرحوم فیض الاسلام در کتاب ترجمه خاتون دوسرا، زندگی حضرت زینب (س) در ص 217 آورده است که زیارت ناحیه مقدسه از امام حسن عسکری و تاریخ صدور آن سال 252 هجری قمری است و ولادت حضرت امام زمان در سال 255 یا 256 است، والله العالم.
[8]. سوگ نامه آل محمد، محمد اشتهاردی، ص 154 و 156، انتشارات ناصر، سال 71، چاپ سوم.
[9]. بحارالانوار، ج 46، ص 63.
[10]. ر. ک: همان ص 63.
[11]. تاریخ النیاحة علی الامام الشهید الحسین بن علی(ع)، السید صالح الشهرستانی، تحقیق و اعداد، الشیخ نبیل رضا علوان، ص 118بیروت، دارالزهراء، چاپ اول، 1419ق ، و مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166.
[12]. المجالس السنیّة، سید محسن امین، بیروت، دارالتعارف، چاپ ششم 1398 ق، ج 1، ص 155.
[13]. کامل الزیارات، ابن قولویه قمی، ص 111 تا 114، تهران، چاپ‎ صدوق، چاپ اول، سال1375.
[‎[14. ر.ک: تاریخ النیاحة علی الامام الشهید الحسین بن علی(ع)، ص120، المجالس السنیة، ج 5، ص 123.
[15]. تاریخ سیدالشهدا، عباس صفائی حائری، ص 566، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، سال 1379، امالی صدوق، مجلسی، ج 6، ص 205.
[16]. تاریخ النیاحة…، همان، ص 132، امالی صدوق، ج 2، ص 111.
[17]. بحارالانوار، ج40، ص 257.
[18]. همان، ص 157.
[19]. همان، ص 136 و 137.
[20]. سیاه‎پوش در سوگ ائمه نور، علی ابوالحسنی، منذر، ص 127 و 128، قم، مؤلف، چاپ اول، سال 1375. برای آگاهی بیشتر ر. ک: مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166، امالی صدوق، مجلسی 29، ج 6، ص 205.
[21]. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلکووسکی، ترجمه، داود حاتمی، ص 10 تا 11، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367.
[22]. همان منبع، پاورقی، توضیح مترجم، ص 11.
[23]. فتوت نامه سلطانی، مقدمه ص 95، تهران، چاپ محجوب، سال 1350.
- روضة الشهداء، حسین واعظ کاشفی سبزواری، بمبئی، تاجران کتب و مالکان مطیع محمدی، بمبئی، بی‎تا.
[24]. پترچلکووسکی، همان، ص 163 – 164، همچنین در پایان نامه مؤلف و کتاب دیگرش به نام اخلاص کامل به امام حسین(ع) به طور کامل به این موضوع پرداخته شده است.
[25]. پترچلکووسکی، ص 164؛ اخلاص کامل به امام حسین(ع)، ژان‎کالمار، پاریس، بی‎تا، 1354 ش، 1975 م.
[26]. پترچلکووسکی، ص 165، اخلاص کامل به امام حسین(ع)، ژان‎کالمار.
[27]. پترچلکووسکی، همان، ص 165، 166.
[28]. همان، ص 165، اخلاص کامل به امام حسین(ع)، ص 366.
[29]. بحارالانوار، ج 45، ص 65 ـ 72.
[30]. سوره‎ی احزاب، آیه‎ی 21.
[31]. کامل الزیارات، ص 105، ابن قولویه قمی، انتشارات مرتضویه، نجف.
[32]. اصول‎کافی، کلینی، ج 5، ص 117، دارالکتاب الاسلامیة، تهران.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 6:59  توسط   |