آیا این مطلب صحّت دارد که امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه میکرد؟
منظور از «خون گریه کردن» این است که عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نکردیم. اگر چه یکی از القاب آن حضرت «بکّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین میتواند توجیهگر این اصطلاح باشد.
در زیارت ناحیه ی مقدسه ی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیک به این معنا دیده میشود که حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گریه میکنم که اگر اشکم تمام شد، به جای اشک از چشمانم خون جاری شود.»
امام سجاد(ع) ـ فرزند امام حسین(ع) ـ یکی از حاضران و ناظران صحنهی خونین کربلا در سال 61 هجری بودند. از نزدیک شهادت پدر بزرگوارش، عموی عزیزش حضرت عباس و برادرانش علیاکبر و علیاصغر(ع) و شهادت تمام یاران امام و برخی از صحابهی رسول خدا و بنیهاشم را در کربلا مشاهده نمود و عمق فاجعهی دردناک این حادثه و هتک حرمت اهلالبیت(ع) و اسارت آنها را به خوبی درک کرد، و هر انسانی به جای او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهی میکرد. امام سجاد(ع) ندای «هل من ناصر ینصرنی» پدرش را میشنید و با آنکه از شدّت بیماری، در بستر افتاده بود، میخواست به سوی میدان برود که امام حسین(ع) به خواهرش امّکلثوم فرمود: «او را نگاه دار، که از نسل پیامبر در زمین باقی بماند.»[1]
امام زین العابدین(ع) به همراه عمّههای خود و خواهران و سایر اسیران بنیهاشم و غیر آنها، به اسارت برده شد و فشارهای روحی و روانی سختی را متحمّل گردید و در عین حال برای ابلاغ پیام سیدالشهدا(ع) خطبهها ایراد فرمود و در این کار، با موفقیت کامل و پیروزمندانه بر دشمنان و بنیامیه فائق آمد و همراه عمهاش زینب، انقلاب دیگری در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامی به پا کردند.
امام(ع) با به یاد آوردن حادثهی عاشورا و خاطرات پدر و یاران و برادرانش گریه میکرد و اساساً، چنان که اخبار صحیح گزارش میدهند، آسمانها [2]و زمین[3] و حیوانات وحشی و جمادات و نباتات و مجردات، اعم از جنیان [4]و پریان[5] (ملائکه)، در عزای سالار شهیدان(ع) گریستند و مدتها ماتم آنها ادامه داشت. این اخبار از طریق علمای عامه نیز نقل شده است و از لحاظ تکوینی صحیح میباشد و هیچ خدشهای بر آنها وارد نیست؛ چرا که بر اساس احادیث فراوانی، امام حجّت خدا است و تمام موجودات، در تکوین وجودشان به وجود او وابسته است و در حقیقت برقراری آسمانها و زمین و حیات موجودات و استمرار آن، از وجود امام و حجت الهی سرچشمه میگیرد و سلسله حیات در هستی، متعلق و مشروط به وجود آنها است.[6] پس در این اندیشه اصیل، جای هیچ تردید نیست که مخلوقات هستی در فقدان حجت الهی یک صدا ناله سر دهند. چه رسد به این که حجت خدا به دست جمعی ظالم و سفّاک با آن وضع فجیع و درد آور به شهادت رسد و فرزندانش و اهل حرمش اسیر و غارتزده شوند؛ اما فقدان ولایت اگر برای انسان قابل تحمل باشد ـ که برای انسان واقعی نیست ـ برای موجودات دیگر تحملناپذیر است و آنها بر اساس آن ودیعه الهی بهترین اظهار تأسف را برای این مصیبت ابراز و اظهار میکنند که خون گریستن یکی از مصادیق آن است.
در زیارت ناحیهی مقدسه میخوانیم: «برای گریه در عزای تو اگر اشک تمام شود خون گریه میکنم»؛ [7]
لئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرک المقدور لابکینّک صباحاً و مساءً فلا ندبنّک صباحاً و مساءً و لابکینّ علیک بدل الدموع دما.ً[8]
بنابراین، (خون گریستن) ممکن است کنایه از شدّت حزن و اندوه و عظمت مصیبت باشد که به امام سجاد(ع) نسبت میدهند، همانگونه که در این زیارت ـ که به امام زمان(ع) منتسب است ـ حضرت چنین فرموده است.
طبق نقل منابع معتبر امام زینالعابدین بسیار میگریست: «و لقد کان بکی علی ابیه الحسین عشرین سنة…»؛[9] یعنی برای پدرش حسین(ع) بیست سال گریه کرد. یک روز غلامش عرض کرد: ای پسر رسول خدا، حزن و اندوه شما کی تمام میشود؟ امام فرمود: وای بر تو! یعقوب نبی با اینکه دوازده پسر داشت، در فراق یوسف به قدری گریست که چشمانش نابینا شد، و اینک من که شاهد شهادت پدرم و عمویم و هفده نفر از اهل بیتم بودم، چگونه حزن من تمام شدنی است؟[10]
امام سجّاد(ع) با این حالت گریهها و عزاداری خویش، از ارزشها دفاع میکرد و میراث عاشورا را زنده نگاه میداشت و درس توحید، اخلاق و آداب اجتماعی میداد و میفرمود: «قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشاناً»؛ پس گریههای امام زین العابدین(ع)، خون دل بود که جاری میشد.
آیا در دوره ی معصومین(ع) عزاداری امام حسین(ع) در ایام محرم برگزار میشده و اگر چنین است، به چه صورت بوده است؟
اقامه ی عزا و گریه بر عزیزان از دست رفته، از جانب معصومین(ع) رایج بوده است؛ چنانکه حضرت فاطمه زهرا (س) به خاطر گریه شبانه روزی برای پدر بزرگوارش، مورد اعتراض قرار گرفت و به ناچار بیت الاحزان را به وجود آورده، دست حسن و حسین(ع) را میگرفت، و برای عزاداری و گریه به آنجا میرفت. ائمهی اطهار(ع) نیز برای امام حسین(ع) سوگواری میکردند.
اما دربارهی چگونگی عزاداری آنها و اینکه آیا این عزاداری در ایام محرم بوده است یا خیر، لازم است در سیرهی ائمه معصومین(ع) و چگونگی سوگواری آنها تحقیق و بررسی لازم انجام شود. در این زمینه، سیرهی امام سجاد(ع) و امامان پس از او را به اجمال بررسی خواهیم کرد:
1. عزاداری امام سجاد(ع): از آنجایی که حضرت امام زینالعابدین(ع) هنگام شهادت پدر بزرگوارش، در کربلا حضور داشت و از عمق فاجعه آگاه و چگونگی شهادت آن عزیزان را مشاهده کرده بود؛ بنابراین، بر اساس روایات معتبر، آن حضرت تمام عمر باقی ماندهی خویش را عزادار بود و بر شهدای کربلا گریه میکرد، چنانکه اگرغذایی را خدمت حضرت سجاد(ع) قرار میدادند، اشک از چشمان مبارکشان جاری میشد، تا جایی که گاه غلامی از او میپرسد: آیا حزن و اندوه شما تمام نمیشود؟ حضرت میفرماید: وای بر تو! همانا یعقوب(ع) دوازده فرزند داشت، یکی از آنها ناپدید شد و یعقوب از شدّت اندوه چشمانش سفید (ونابینا) گردید، در حالی که فرزندش یوسف زنده بود! ولی من پدر و برادر و عمو و هفده نفر از اهل بیتم و تعدادی از یاران پدرم را دیدم که ذبح شده و به خون آغشته بودند؛ پس چگونه حزن و اندوهم تمام شود؟[11]
در «المجالسالسنیّة» آمده است که امام صادق(ع) دربارهی جدش ـ امام سجاد(ع) ـ فرمود: او چهل سال بر پدرش گریه کرد، در حالیکه روزها روزه میگرفت و شبها شبزندهداری میکرد و هنگامی که زمان افطار فرا میرسید و یکی از غلامانش برای او غذا میآورد و عرض میکرد: ای مولای من! میل کنید؛ حضرت میفرمود: فرزند رسول خدا گرسنه شهید شد، فرزند رسول خدا تشنه شهید شد، و همینطور این کلام را تکرار و گریه میکرد تا این که غذا و آب با اشک چشمش مخلوط میشد و این وضعیت همچنان ادامه داشت تا اینکه خدای خویش را ملاقات کرد و به دیدار حق شتافت.[12]
2. عزاداری امام باقر(ع): در کتاب «نهضة الحسین» (ص 152 ) آمده است: با آمدن ماه محرم، حزن و اندوه در اهلبیت نبوی(ع) ظاهر میگشت و آنان از شعرا میخواستند تا برای جدشان ـ امام حسین(ع) ـ مرثیهسرایی کنند.[13] همچنین در کاملالزیارات ابن قولویه آمده است که امام باقر(ع) در روز عاشورا به سوگواری برای امام حسین(ع) امر فرموده، و در خانهی خویش مجلس عزا اقامه میکرد و…[14]
3. عزاداری امام صادق(ع): دربارهی عزاداری امام صادق(ع) نیز روایات زیادی وارد شده است که از شاعران درخواست مینمود برای جدّش مرثیهسرایی کنند و آنان را بر این امر مقدّس تشویق میکرد و اهلبیت او از پس پرده به مرثیهسرایی شاعران گوش میدادند و گریه و ناله میکردند.[15]
4.عزاداری امام موسی کاظم(ع): در این باره، امام رضا(ع) میفرماید: هنگامی که محرم فرا میرسید، پدرم هرگز با حالت خنده و تبسم دیده نمیشد و ده روز اول محرم به همین شکل بود تا این که روز دهم و روز عاشورا فرا میرسید و این روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و میفرمود: عاشورا روزی است که جدّم حسین(ع) را شهید کردند.[16]
5. عزاداری امام رضا(ع): دعبل خزاعی میگوید: در ایام دههی محرم به محضر آقا و مولای خود، علی بن موسی(ع)، در مرو شرفیاب شدم و آن حضرت را در حالی که اصحابش دور او نشسته بودند، محزون یافتم. وقتی حضرت مرا دید فرمود: مرحبا بر تو دعبل! مرحبا بر کسی که با دست و زبانش ما را یاری میکند؛ سپس حضرت مرا در کنار خودش جای داد و فرمود: ای دعبل! دوست داری شعر بخوانی؛ زیرا این روزها ایام غم و اندوه بر ما اهل بیت و روز شادی دشمنان ما، به ویژه بنیامیه، است؛ سپس برخاست و پردهای بین ما و اهلبیتش زد و آنان را پشت پرده نشاند تا بر مصیبت جدّش حسین(ع) گریه کنند؛ آنگاه رو به من کرد و فرمود: ای دعبل! مرثیه بخوان! تو یاور ما و مرثیهسرای ما هستی، تا زمانی که زندهای.[17] در این هنگام دعبل مرثیهسرایی را آغاز کرد.[18]
6. عزاداری در زمان چهار امام دیگر: در آن زمانها، عزاداری گاه سیر صعودی و گاه نزولی داشته است؛ مثلاً در زمان امام جواد(ع)، تا حدی امکان عزاداری برای شیعیان فراهم بود و این حالت تا زمان معتصم ادامه داشت؛ اما پس از آن، سیر نزولی یافت و شیعه برای عزاداری و احیای شعائر حسینی در فشار بود.[19] در این دوران نیز عزاداری در ایام محرم نسبت به ماهها و ایام دیگر بیشتر بود.
با توجه به بررسی سیره امامان معصوم(ع)، عزاداری سیدالشهدا در طول سال در مناسبتهای ویژه برپا بود، ولی در ایام محرم، مجالس سوگواری هر روز بر پا میشد و برخی از آنها، مانند امام سجاد(ع)، در ایام محرم سیاهپوش نیز بودند.[20]
آیا سبک عزاداری موجود، از دورهی صفویه وارد فرهنگ شیعه شده است؟
سوگواری و مرثیهسرایی برای سالار شهیدان(ع) در زمان ائمه معصومین(ع) رایج بوده و همچنین بر تداوم آن توصیه شده است. بزرگان دین نیز همواره شیعیان را بر ادامهی این امر مقدّس توصیه میفرمودند؛ اما این که آیا عزاداری مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده یا پس از آنها رایج شده است، به نظر میرسد که بعضی از شیوههای عزاداری، به ویژه تعزیه خوانیها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنانکه پترچلکووسکی در این زمینه میگوید: «مراسم محرّم، حمایت و تشویق دربار صفوی را جلب کرد. یاد کرد شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور، که اکثراً توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده، از اشخاصی سخن میگویند که ملبّس به جامههای رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پیادهروی میکردند، یا سوار بر اسبها و شترها، آفرینندهی وقایعی بودند که به واقعهی حزنانگیز کربلا ختم میشد. نبردهای ساختگی توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامههای همگون و مسلح به تیر و کمان و شمشیر و سلاحهای دیگر، به طور آهسته بازی میشد. سراسر نمایش با سوگنوا همراهی میشد و تماشاگران که در امتداد گذرگاهها صف میکشیدند، بر سینه میزدند و در حالی که دسته عزا از کنارشان رد میشد، فریاد میزدند: حسین، حسین، یا شاه شهیدان حسین.»[21]
هر چند برخی، تاریخ شروع عزاداری به این سبک را به دورهی حکومت آلبویه نسبت دادهاند، ولی روضهخوانی یا قرائت کتاب «روضة الشهداء» و کتابهای مشابه بر روی منبر، از دورهی صفویه شروع شد.[22] در همان زمان که مراسم محرم در دورهی صفویه رشد و توسعه مییافت، و شکل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد که نقل نمایشی زندگی و اعمال، رنج و مرگ شهیدان شیعه بود. موضوع این نمایش در اساس ـ هر چند هم اندک ـ، همیشه در ارتباط با واقعهی کربلا بود، این داستانها از کتابی فارسی به نام «روضة الشهداء»[23]یا بهشت شهیدان، گرفته میشد و از اوایل سدهی شانزدهم در میان شیعیان به گونهای گسترده، انتشار یافت. دربارهی مراسم تعزیهخوانی و عزاداری در دورهی صفویه، ژان کالمارنین مینویسد: «تجدید خاطرهی فاجعه کربلا به صورتی که در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنبالهی سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند زیارت بُقاع شهیدان کربلا، سینه زنی و روضهخوانی در روز عاشورا و در دهه اول محرم، که به وسیلهی مسلمانانی که گرایشهای عقیدتی گوناگون دارند اجرا میشده است،… موضوع گرفتن انتقام خون امام حسین(ع) که از دیر باز بخش اعظم تجدید خاطرهی فاجعهی کربلا حکمفرما بوده و شاه اسماعیل ـ بنیانگذار سلسلهی پادشاهی صفوی ـ از آن برای تبلیغ و پیشبرد کارهای خود استفاده کرد.»[24]
ژان کالمار، قسمت بیشتری از تحولات عزاداری را به سنتهای دیرینهی ایران مربوط میداند و چنین میگوید: «به عقیده من قسمت اعظم این تحول، صرف نظر از جنبهی ایمانی و عقیدتی آن، تحت تأثیر سنتهایی به وجود آمده است که ریشههای ژرف نزد ایرانیان دارد و حتّی صورت منقّحتر نمایشی مصائب روحانی را موجب گردیده است.[25] مطلبی که قابل توجه است این که چون قبل از صفویه عزاداری به این سبک رایج نبوده و با جلوس شاه اسماعیل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تألیف کتاب «روضة الشهداء» در تبریز به پایان رسید ـ که مجموعهی روایات رثایی و حماسی و دینی ترکی و فارسی را دربارهی فاجعهی کربلا و یادآوری آن و انتقام گیری، به زبان فارسی درآورد؛ پس در این جا هم، مانند برخی جاهای دیگر، خود را در برابر موقعیتی تناقض آمیز میبینیم که در آن ایران شیعی، مصیبت نامهی کربلا را به صوفیای از سلسلهی «نقشبندی» مدیون است که مسلماً به تقیّه متصفش کردهاند و احتمالاً مردی از اهل تسنن بوده که در محافل صوفیگری و فتوت، هر چه بیشتر، اهلبیت و شهیدان کربلا را محترم میشمرده است.[26]
از این جا روشن میشود که با توجه به خلأ فرهنگی دوران صفویّه، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای کربلا؛ برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب میشد. حتی میتوان گفت که احتمالاً اگر محرکی مانند هفت بند محتشم کاشانی ـ که در گسترش بعدی ذکر مصائب تأثیر به سزایی داشته نمیبود، تعزیهخوانی به جای مهمی نمیرسید.
در دهههای آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداری ماه محرم، بیشتر در مراکز شهری شیعی هستیم، در کنار عزایی عمومی که میرود تا بیستم و حتی بیست و هشتم صفر نیز به طول انجامد، به موازات این امر روضهخوانی گسترش مییابد و از قرن یازدهم موجب افزایش خیرات برای جمع بسیاری که به این مجالس روی میآورند، موجب افزایش خیر است میگردد؛ علاوه بر این، با این که هیچ اطلاعی متکی بر ارقام در دست نیست؛ پس از آن که در نیمهی دوم قرن یازدهم تدارک چشمگیری برای برگزاری عزای حسینی و تعزیههای سیّار آغاز میشود، حمایت رسمی از این مراسم باید کسب اهمیتی کرده باشد.[27]
با روی کار آمدن دولت صفویّه و در آوردن مملکت به صورت کشوری شیعه و مقتدر تأثیری فراوان بر آیندهی آیین سوگواری محرم گذارد، به گونهای که تظاهرات شکوهمند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعهی مذهب تشیّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی کرد. در این زمان کتاب «روضة الشهداء» به رشتهی تحریر درآمد و قوهی محرکهای شد برای پیدایش مراسم محرم که از بطن آن، سبک تازهای از فعالیّت به نام روضهخوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبک به منزلهی رشتهای که به وسیلهی آن، اشعار غنائی و متون و نمایشهای تعزیه به هم بافته شدند.»[28]
از آنچه گذشت چنین برمیآید که عزاداری به سبک موجود، از صدر اسلام نبوده، بلکه بیشتر از دوران صفویه به وجود آمده است، هر چند عدهای بر این باورند که منشأ آن از زمان آلبویه میباشد؛ رواج سبک عزاداری صفویه میتواند به این دلیل باشد که اولا:ً دولت روی کار آمده، شیعی بوده، تمام امکانات را در دست داشته است و ثانیاً: بیشتر مردم شیعه بودند و ترویج نهضت حسینی و بیان مظلومیتهای آن حضرت و اهل بیت و یارانش را میخواستند، بنابراین، دو عامل یاد شده در شکل گرفتن سبک موجود، نقش اساسی داشتند.
از سوی دیگر، عزاداری به این سبک، تازه و نو بوده است و کارشناسان فرهیخته و زبردست و آگاه، بر عملکرد آنها نظارت نداشتند؛ از این رو در ضمن کارهای صورت گرفته، مواردی نیز افزوده شد و مورد حمایت دولت صفوی قرار گرفت.
فلسفه ی عزاداری سیدالشهدا(ع) چیست؟
حادثهی عاشورا، حادثهای است که بزرگترین نقش را در تاریخ اسلام ایفا کرد و به یقین، مسیر تاریخ اسلام را ـ که منحرف شده بود ـ عوض کرد و آن را از انحراف نجات داد، معنای سخن رسول خدا(ص) دربارهی امام حسین(ع) را که فرمودند:
حسین منی و انا من حسین.
روشن گردانید و درس حرکت، نهضت، مقاومت و استقامت به انسانها آموخت.
این حادثه هم از نظر کیفیّت وقوع و هم از جهت عظمت مصیبت و هم از نظر ماندگاری و آثار اجتماعی آن، با هیچ جریان دیگری قابل قیاس نیست؛ و اما در مورد علت عزاداری و گریه بر آن حضرت، باید گفت که به شهادت تاریخ و روایات، حضرت یعقوب سالهای طولانی در فراق یوسف با این که میدانست زنده است، اشک میریخت و گریه میکرد و یوسف را از یاد نمیبرد. حضرت سیدالساجدین(ع) نیز تا در حیات بود (حدود چهل سال) صحنه کربلا را با گریه جلوی چشمش مجسّم میداشت و میفرمود:
قتل اباعبدالله عطشاناً بجنب الفرات و هو یذبح کما یذبح الکبش.
حضرت اباعبدالله با تشنگی شهید شد، در حالی که کنار رود فرات بود و سر مبارک او را همانند گوسفند بریدند.» و همینطور تشکیل مجالس عزاداری از سوی حضرات معصومین(ع) دیگر، همانند امام باقر، امام صادق، امامرضا(ع) و خصوصاً گریههای طولانی حضرت ولیعصر(ع) برای جد بزرگوارش به طوری که در گریه و عزاداری نسبت به اباعبدالله میفرماید: «ای جد بزرگوار من! در تمام حالات برای تو گریه میکنم و اگر اشک چشمم تمام شود، سزاوار است که در مصیبت تو خون بگریم.»[29] و از آنجا که به حکم قرآن:
و لقد کان لکم فی رسولالله اسوة حسنة.[30]
ما باید در تمام امور از حضرت رسول(ص) و جانشینان ایشان، درس و الگو بگیریم؛ به درستی گریه و عزاداری بر سالار شهیدان و توسل به ائمه ی اطهار(ع) پالایش دهندهی روح و تزکیه کنندهی نفس است، چنانکه روایات گوناگونی بر فضیلت گریه و عزاداری برای امام حسین و سایر ائمهی معصومین(ع) وارد شده است؛ از جمله روایتی از امام صادق(ع) که میفرماید:
من انشد فی الحسین بیت شعر فبکی و ابکی عشرة فله و لهم الجنة.[31]
یعنی هر کس که دربارهی امام حسین(ع) یک بیت شعر سروده و گریه نماید و ده نفر را به گریه در آورد، اجر و پاداش آنها بهشت است. و روایتی که یونس بنیعقوب از امام صادق(ع) نقل میکند که حضرت(ع) فرمودند:
قال لی ابوجعفر اوقف لی مالی کذا و کذا لنوادب تندبنی عشر سنین ایام منی.[32]
پدرم امام باقر(ع) به من وصیت کرد قسمتی از مال او را وقف کنم و در اختیار نوحهگران قرار دهم تا آنان مدت ده سال در روزهای منی برای حضرت نوحه و ندبه برپا کنند. اضافه بر آنچه گذشت، با عنایت به عظمت و شکوه این حادثهی تاریخی، مسألهی عزاداری و زنده نگه داشتن یاد و خاطره آن حضرت میتواند علل و عوامل مختلفی داشته باشد، که به برخی از آنها اشاره میشود.
1. از آن جا که قیام عاشورا پیامها و درسهای متعددی به همراه داشت، زنده نگاه داشتن یاد و خاطره آن، بر جای ماندن درسها و پیامهای آن را به دنبال دارد؛ پیامهایی چون:
احیای امر به معروف و نهی از منکر، عزّت، مبارزه با طاغوت، فداکاری در راه دین، نترسیدن از کمی نفرات، آمیختن کار فرهنگی با ایثار، پیروزی خون بر شمشیر، نهراسیدن از محاصرهی نظامی و اقتصادی، عمل به وظیفه و تکلیف، حمایت از ولّی و در نهایت راضی بودن به رضای خدا؛
2. عزاداری و زنده نگاه داشتن یاد و خاطرهی عاشورا، الهام بخش روح انقلابی، شهادتطلبی، حقیقتجوئی، مبارزه با طاغوت و ظلم و ستم و ستیز میشود؛ چنان که ما در زمان خویش شاهد نمونههایی از این الهامگیری بودهایم؛ زیرا اولین زمزمهها و حرکتهای ضد استبدادی و استعماری انقلاب اسلامی ایران با ایام محرم و عزاداری سالار شهیدان(ع) مصادف بود و ریشه در درون هیئتهای مذهبی و عزاداری داشت؛
3. از رهگذر برگزاری مجالس دینی در سطحی وسیع و حضور تودههای مختلف مردم در مساجد و تکایا، فرصت خوبی برای آشنایی بیشتر با معارف اسلامی و احکام الهی به دست میآید؛
4. برپایی مجالس عزاداری عاشورا و تجلیل از مقام شهدا و افشای هویت بیدینی دشمنان، سیدالشهدا(ع) خود نوعی اعلام وفاداری نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم میباشد و نیز باعث احیای فلسفه قیام عاشورا، بازسازی حیات حسینی و به طور کلی پایداری و استمرار اصول و ارزش
--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشتها
[1]. بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج 45، ص 46. الدمعة الساکبة، ج 4، ص 334.
[2]. بحارالانوار، ج 45، ص 206، 207.
[3]. همان، ج 45، ص 218.
[4]. همان، ج 45، ص 233.
[5]. همان، ج 45، ص 220، 229.
[6]. در جلد 45 بحارالانوار روایات زیادی درباره خون گریستن آسمان و زمین وارد شده است ر.ک: ص 211، حدیث 25 و 26 . 19 و حدیث 40 و 41، ص 217.
[7]. متن کامل زیارت ناحیهی مقدسه در بحارالانوار، ج 45، ص 65 الی 72 آمده است که نام شهیدان را یکایک میشمارد و سلام میدهد. شایان ذکر است که مرحوم فیض الاسلام در کتاب ترجمه خاتون دوسرا، زندگی حضرت زینب (س) در ص 217 آورده است که زیارت ناحیه مقدسه از امام حسن عسکری و تاریخ صدور آن سال 252 هجری قمری است و ولادت حضرت امام زمان در سال 255 یا 256 است، والله العالم.
[8]. سوگ نامه آل محمد، محمد اشتهاردی، ص 154 و 156، انتشارات ناصر، سال 71، چاپ سوم.
[9]. بحارالانوار، ج 46، ص 63.
[10]. ر. ک: همان ص 63.
[11]. تاریخ النیاحة علی الامام الشهید الحسین بن علی(ع)، السید صالح الشهرستانی، تحقیق و اعداد، الشیخ نبیل رضا علوان، ص 118بیروت، دارالزهراء، چاپ اول، 1419ق ، و مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166.
[12]. المجالس السنیّة، سید محسن امین، بیروت، دارالتعارف، چاپ ششم 1398 ق، ج 1، ص 155.
[13]. کامل الزیارات، ابن قولویه قمی، ص 111 تا 114، تهران، چاپ صدوق، چاپ اول، سال1375.
[[14. ر.ک: تاریخ النیاحة علی الامام الشهید الحسین بن علی(ع)، ص120، المجالس السنیة، ج 5، ص 123.
[15]. تاریخ سیدالشهدا، عباس صفائی حائری، ص 566، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، سال 1379، امالی صدوق، مجلسی، ج 6، ص 205.
[16]. تاریخ النیاحة…، همان، ص 132، امالی صدوق، ج 2، ص 111.
[17]. بحارالانوار، ج40، ص 257.
[18]. همان، ص 157.
[19]. همان، ص 136 و 137.
[20]. سیاهپوش در سوگ ائمه نور، علی ابوالحسنی، منذر، ص 127 و 128، قم، مؤلف، چاپ اول، سال 1375. برای آگاهی بیشتر ر. ک: مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166، امالی صدوق، مجلسی 29، ج 6، ص 205.
[21]. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، پترچلکووسکی، ترجمه، داود حاتمی، ص 10 تا 11، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، سال 1367.
[22]. همان منبع، پاورقی، توضیح مترجم، ص 11.
[23]. فتوت نامه سلطانی، مقدمه ص 95، تهران، چاپ محجوب، سال 1350.
- روضة الشهداء، حسین واعظ کاشفی سبزواری، بمبئی، تاجران کتب و مالکان مطیع محمدی، بمبئی، بیتا.
[24]. پترچلکووسکی، همان، ص 163 – 164، همچنین در پایان نامه مؤلف و کتاب دیگرش به نام اخلاص کامل به امام حسین(ع) به طور کامل به این موضوع پرداخته شده است.
[25]. پترچلکووسکی، ص 164؛ اخلاص کامل به امام حسین(ع)، ژانکالمار، پاریس، بیتا، 1354 ش، 1975 م.
[26]. پترچلکووسکی، ص 165، اخلاص کامل به امام حسین(ع)، ژانکالمار.
[27]. پترچلکووسکی، همان، ص 165، 166.
[28]. همان، ص 165، اخلاص کامل به امام حسین(ع)، ص 366.
[29]. بحارالانوار، ج 45، ص 65 ـ 72.
[30]. سورهی احزاب، آیهی 21.
[31]. کامل الزیارات، ص 105، ابن قولویه قمی، انتشارات مرتضویه، نجف.
[32]. اصولکافی، کلینی، ج 5، ص 117، دارالکتاب الاسلامیة، تهران.
